السيد مرتضى العسكري

288

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

بيشتر آثار و تبعات نافرمانى اوامر و نواهى مولوى خداوند ، در آخرت گريبان‌گير انسان مىشود ؛ گاهى نيز در دنيا و آخرت هر دو است و آن ، گناهان گستاخانه انسان در برابر پروردگار بزرگ خويش است . دوم - شرح برخى كلمات 1 - ذا الأيد : توانمند . 2 - أوّاب : توّاب بازگشت‌كننده به سوى خدا با ترك گناه و انجام فرمان . 3 - لا تشطط : ستم مكن و از اندازه مگذر ، از ريشه شطط به معناى جور و ستم در قضاوت و تجاوز از حدّ است . 4 - اكفلنيها : مرا سرپرست او قرار ده ، نگهداريش را به من بسپار . 5 - عزّنى فى الخطاب : در سخن بر من درشتى كرده است . 6 - الخلطاء : دوستان و همسايگان و انبازان . 7 - ظنّ : ظنّ آن چيزى است كه از شواهد و نشانه‌ها به دست آيد ، گاهى به درجه يقين مىرسد ، مانند : وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ داود يقين كرد كه او را امتحان كرديم . و گاهى خيلى كم‌رنگ و از يقين به دور و در حد حدس و وهم است ، مانند : وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ آنان به آنچه مىگويند علمى ندارند ، بلكه تنها حدس مىزنند . 8 - فتنّاه : فتنه‌اش زديم ، امتحانش كرديم . 9 - خرّ : از بلندى سقوط كرد ، خرّ راكعا ، يعنى به ركوع رفت . 10 - اناب : بازگشت و توبه نمود ، و به خدا پناه برد ، ابراهيم عليه السّلام از آن رو منيب خوانده شده كه در همه كارهاى خود به خدا تكيه داشت و به سوى او بازمىگشت . 11 - فغفرنا له : بر او پوشانديم ، غافر و غفور به معناى پوشاننده ، و غفّار براى مبالغه است . بخشى از زره را كه در زير كلاه‌خود بر سر مىكشند مغفر گويند ، زيرا سر و گردن را مىپوشاند ، غفر اللّه ذنوبه ، يعنى : خداوند گناهش را پوشانيد ، اين پوشاندن با محو آثار گناهان در دنيا و آخرت مىباشد . 12 - زلفى : قرب و منزلت